اخبار پزشکی و آزمایشگاهی

تحول در شناسایی میکروب‌ها با MALDI-TOF : از محیط کشت تا بیوفیلم

در دنیای پیچیده میکروب‌شناسی بالینی، زمان یکی از حیاتی‌ترین متغیرها است. هر ساعت تأخیر در شناسایی عامل بیماری‌زا می‌تواند به معنای فاصله گرفتن از درمان مؤثر و افزایش نرخ مرگ‌ومیر باشد. سال‌ها بود که آزمایشگاه‌ها برای رسیدن به پاسخ‌های دقیق، ناچار بودند به روش‌های سنتیِ کشت و شناسایی متکی باشند؛ روش‌هایی که با وجود دقت بالا، اغلب زمان‌بر و خسته‌کننده بودند.

ظهور فناوری «طیف‌سنجی جرمی زمان پرواز به کمک ماتریس» یا همان MALDI-TOF، نقطه عطفی در تاریخ آزمایشگاه‌های تشخیص طبی رقم زد. این تکنولوژی نه تنها استاندارد جدیدی برای شناسایی سریع میکروبی تعریف کرد، بلکه مسیر تشخیص را از بررسی‌های طولانی‌مدتِ کلنی‌های رشدیافته، به سمت شناسایی مستقیم از نمونه‌های خون و بیوفیلم‌ها تغییر داد. در این مقاله، به بررسی سیر تکامل این تکنولوژی از یک فرضیه علمی تا تبدیل شدن به ستون فقراتِ تشخیص مدرن می‌پردازیم.

از یک ایده علمی تا ابزار بالینی: تولد MALDI-TOF در شناسایی سریع میکروبی

طیف‌سنجی جرمی

ایده استفاده از طیف‌سنجی جرمی (MS) برای شناسایی میکروارگانیسم‌ها به سال ۱۹۷۵ بازمی‌گردد. زمانی که جان پی. آنهالت[1] این پیشنهاد را مطرح کرد. با این حال، دستگاه‌های طیف‌سنج جرمی در آن زمان نمونه را بیش از حد متلاشی (قطعه‌قطعه) می‌کردند که مانع از پذیرش گسترده این روش می‌شد.

با ظهور روش یونیزاسیون/دسورپسیون لیزری به کمک ماتریس (MALDI)، که یک روش یونیزاسیون «نرم» محسوب می‌شود و باعث تخریب گسترده نمونه نمی‌گردد، آن ایده قدیمی به واقعیت پیوست. در یک مقاله جریان‌ساز در سال ۲۰۰۸ توسط ملمن[2] و همکاران، و متعاقب آن در سال ۲۰۰۹ توسط سنگ[3] و همکاران، مشخص شد که MALDI-TOF قادر است در حدود ۸۴ درصد موارد، جدایه‌های باکتریایی را به درستی تا سطح گونه شناسایی کند. طی یک دهه، این متد که توسط آزمایشگاه‌های سراسر جهان مورد آزمایش و تایید قرار گرفته بود، به عنوان ابزاری کارآمد برای شناسایی سریع میکروبی در مراکز بالینی پذیرفته شد.

نگاهی ساده به عملکرد MALDI-TOF در تشخیص میکروبی

طیف‌سنجی جرمی زمان پرواز با یونیزاسیون/واجذب لیزری به کمک ماتریس یا MALDI-TOF،

طیف‌سنجی جرمی زمان پرواز با یونیزاسیون/واجذب لیزری به کمک ماتریس یا MALDI-TOF، یکی از روش‌های طیف‌سنجی جرمی است که جرم مولکول‌ها را بدون ایجاد مقدار قابل‌توجهی قطعه‌قطعه‌شدن اندازه‌گیری می‌کند.

این روش به این صورت عمل می‌کند که ابتدا یک نمونه زیستی روی نقطه‌ای مشخص از یک صفحه موسوم به پلیت هدف یا target plate قرار داده می‌شود. سپس این نقطه درون قطره‌ای از ماده‌ای به نام ماتریس جای می‌گیرد و پرتو لیزر به آن تابانده می‌شود. لیزر، لایه‌ای از پروتئین‌ها را همراه با ماتریس از سطح نمونه جدا می‌کند. در نتیجه، ابر داغی از گاز ایجاد می‌شود که در آن پروتئین‌ها یونیزه می‌شوند.

پس از آن، پروتئین‌های یونیزه‌شده به درون طیف‌سنج جرمی هدایت می‌شوند. دستگاه نیز خروجی طیفی از گونه‌های مولکولی یونی شناسایی‌شده تولید می‌کند؛ خروجی‌ای که مانند یک الگوی اختصاصی برای نمونه عمل می‌کند.

امروزه MALDI-TOF به‌طور روتین در آزمایشگاه‌های میکروب‌شناسی برای شناسایی میکروارگانیسم‌هایی استفاده می‌شود که احتمال می‌رود عامل عفونت در بیماران باشند. در این فرایند، نمونه‌های زیستی گرفته‌شده از بیمار ابتدا کشت داده می‌شوند. سپس یک کلنی از میکروارگانیسم روی صفحه هدف MALDI قرار داده شده، با اسید فرمیک و ماتریس تیمار می‌شود و در نهایت توسط دستگاه MALDI-TOF مورد تحلیل قرار می‌گیرد.

طیف به‌دست‌آمده با یک پایگاه داده مقایسه می‌شود تا نتیجه‌ای موسوم به hit یا «تطابق» حاصل شود؛ تطابقی که می‌تواند میکروارگانیسم موجود در کلنی را شناسایی کند. این فرایند را می‌توان به اثر انگشت در انسان تشبیه کرد؛ همان‌گونه که اثر انگشت هر فرد را به‌صورت منحصربه‌فرد مشخص می‌کند، الگوی طیفی نیز به شناسایی اختصاصی میکروارگانیسم کمک می‌کند و نقش مهمی در شناسایی سریع میکروبی دارد.

از میز آزمایشگاه تا بالین بیمار: ورود MALDI-TOF به تشخیص بالینی

MALDI-TOF به تشخیص بالینی

امروزه MALDI-TOF به یکی از ابزارهای اصلی در بسیاری از آزمایشگاه‌های میکروب‌شناسی تبدیل شده است و برای شناسایی برخی از باکتری‌ها و مخمرها، از نهادهای نظارتی از جمله سازمان غذا و داروی آمریکا (FDA) مجوز دریافت کرده است. افزون بر این، پایگاه‌های داده مخصوص «استفاده صرفاً پژوهشی» یا ROU نیز در دسترس هستند که امکان شناسایی میکروارگانیسم‌هایی را فراهم می‌کنند که هنوز از سوی FDA تأیید نشده‌اند. همچنین می‌توان پایگاه‌های داده اختصاصی ایجاد کرد تا سویه‌های میکروبی محلی یا گونه‌های نادر که در مجموعه داده‌های تجاری به اندازه کافی نمایندگی نشده‌اند، با دقت بیشتری شناسایی شوند.

ادغام سریع MALDI-TOF در آزمایشگاه‌های میکروب‌شناسی بالینی را می‌توان نتیجه مزایای متعدد این فناوری دانست. این روش غیرهدفمند است؛ یعنی برای شناسایی عامل عفونی، نیازی به دانستن قبلی نوع میکروارگانیسم وجود ندارد، زیرا شناسایی بر پایه تطبیق طیف به‌دست‌آمده با پایگاه داده انجام می‌شود.

میزان اطمینان به هر تطابق نیز توسط یک الگوریتم محاسبه می‌شود؛ بنابراین خطاهای ناشی از قضاوت انسانی که در روش‌های سنتی تحلیل فنوتیپی، مانند بررسی‌های مورفولوژیک، دیده می‌شود کاهش می‌یابد. هرچند خرید دستگاه در ابتدا هزینه نسبتاً بالایی دارد، اما هزینه انجام آزمایش برای هر نمونه بسیار پایین است و همین موضوع در بلندمدت به صرفه‌جویی قابل‌توجهی در هزینه‌های عملیاتی آزمایشگاه منجر می‌شود.

در نهایت، اگرچه مرحله کشت نمونه همچنان زمان‌بر است، اما ثبت طیف MALDI-TOF و تطبیق آن با پایگاه داده تنها در چند دقیقه انجام می‌شود. همین سرعت بالا، جایگاه این فناوری را به عنوان ابزاری قدرتمند برای شناسایی سریع میکروبی در آزمایشگاه‌های تشخیص بالینی تثبیت کرده است.

کاهش زمان تشخیص؛ چرا کشت خون برای MALDI-TOF مهم است؟

شناسایی سریع میکروبی

نیاز به یک مرحله کشت زمان‌بر روی محیط‌های جامد، همواره به‌عنوان یکی از ضعف‌های MALDI-TOF مطرح بوده است، زیرا این مرحله زمان رسیدن به تشخیص برای بیمار را افزایش می‌دهد. این موضوع در مقایسه با روش‌های مولکولی، مانند واکنش زنجیره‌ای پلیمراز (PCR)، قرار می‌گیرد که می‌توان آن‌ها را مستقیماً روی اسیدهای نوکلئیک استخراج‌شده از نمونه‌های زیستی انجام داد، بدون آنکه زمانی برای کشت از دست برود.

با این حال، تحلیل مستقیم میکروارگانیسم‌ها از نمونه‌های زیستی مانند خون یا ادرار با MALDI-TOF ممکن نیست. زیرا وجود فراوان پروتئین‌های میزبان، که آن‌ها نیز در طیف نهایی مشارکت می‌کنند، باعث پوشانده شدن ویژگی‌های طیفی مربوط به میکروارگانیسم می‌شود و در نتیجه، فرآیند شناسایی را مختل می‌کند.

استفاده از کشت خون برای کوتاه‌تر کردن مسیر تشخیص

اما در سال‌های اخیر، پژوهشگران راه‌هایی برای عبور از این محدودیت بررسی کرده‌اند و استفاده از MALDI-TOF برای تحلیل میکروارگانیسم‌ها از کشت خون را مورد توجه قرار داده‌اند. در روش کشت خون، خون بیمار به محیط رشد استریل تلقیح می‌شود و سپس در دستگاه کشت خون انکوبه می‌گردد تا زمانی که دستگاه تشخیص دهد میکروارگانیسم‌های موجود رشد کرده‌اند.

در این مرحله، کشت خون را می‌توان به روش‌های مختلفی بررسی کرد. برای مثال، گلبول‌های قرمز موجود در کشت می‌توانند لیز شوند تا از نمونه حذف شوند، سپس میکروارگانیسم‌ها سانتریفیوژ و رسوب داده شده و مستقیماً با MALDI-TOF تحلیل شوند. روش دیگر این است که کشت خون برای چند ساعت روی محیط جامد کشت داده شود و سپس تحلیل MALDI-TOF انجام گیرد.

همچنین می‌توان میکروارگانیسم‌های رسوب‌کرده از کشت خون را علاوه بر شناسایی، برای آزمون حساسیت آنتی‌بیوتیکی (AST) نیز بررسی کرد؛ این کار می‌تواند از طریق آزمون دیسک دیفیوژن، سامانه‌های خودکار AST، یا روش‌های مولکولی مانند PCR انجام شود.

تهیه دقیق نمونه از کشت خون به روش‌های گوناگونی امکان‌پذیر است و همین تفاوت‌ها می‌تواند بر نتایج تأثیر بگذارد؛ به همین دلیل، این حوزه همچنان یکی از زمینه‌های فعال پژوهشی در شناسایی سریع میکروبی به شمار می‌رود.

بیوفیلم‌های دردسرساز: آیا MALDI-TOF می‌تواند راهگشا باشد؟

امکان شناسایی بیوفیلم‌ها با استفاده از MALDI-TOF نیز ممکن است وجود داشته باشد، هرچند این حوزه هنوز در مراحل بسیار ابتدایی قرار دارد. بیوفیلم جامعه‌ای یکپارچه از میکروارگانیسم‌هاست که به‌صورت لایه‌ای متراکم روی سطوح رشد می‌کنند. این ساختارها نسبت به آنتی‌بیوتیک‌ها مقاوم‌ترند و به همین دلیل از نظر بالینی اهمیت زیادی دارند. بیوفیلم‌ها می‌توانند روی طیف وسیعی از سطوح ایجاد شوند؛ از محیط‌های بیمارستانی و تجهیزات پزشکی گرفته تا درون بدن بیمار.

با این حال، تحلیل بیوفیلم‌ها با MALDI-TOF محدودیت‌های خاص خود را دارد. یکی از پیچیدگی‌ها، وجود ماتریکس خارج‌سلولی است؛ ماده‌ای که توسط میکروارگانیسم‌های تشکیل‌دهنده بیوفیلم تولید می‌شود و می‌تواند فرآیند تحلیل را دشوار کند. همچنین در یک مطالعه، MALDI-TOF نتوانست میان مراحل اولیه و مراحل دیرتر بیوفیلم‌های Pseudomonas aeruginosa تمایز ایجاد کند؛ هرچند توانست مرحله پایانی پراکندگی را تشخیص دهد، یعنی زمانی که سلول‌ها آزاد می‌شوند تا سطوح دیگر را کلونیزه کنند.

شواهد پژوهشی و چشم‌انداز آینده در بررسی بیوفیلم‌ها

MALDI-TOF توانایی شناسایی میکروارگانیسم‌ها را حتی تا سطح سویه دارد. در یک مطالعه، پژوهشگران بررسی کردند که آیا MALDI می‌تواند میان سویه‌های مخمر Candida parapsilosis که قادر به تشکیل بیوفیلم هستند و سویه‌هایی که بیوفیلم تشکیل نمی‌دهند، تمایز قائل شود یا نه. اگرچه روندی در داده‌ها مشاهده شد، اما این تفاوت از نظر آماری معنادار نبود؛ با این حال، نتایج به یک کاربرد بالقوه اشاره داشت.

در مطالعه‌ای دیگر، در یک آزمایش پایلوت کوچک که روش‌های مختلف آماده‌سازی نمونه را بررسی می‌کرد، پژوهشگران توانستند ۷۲ درصد گونه‌ها را از نمونه‌های بیوفیلم شناسایی کنند. همچنین در مطالعه‌ای دیگر، به‌کارگیری یک الگوریتم روی داده‌های MALDI-TOF امکان تمایز سویه‌های دهانی Actinomyces را در بیوفیلم‌های زیرلثه‌ای فراهم کرد.

اگرچه این یافته‌ها هنوز مقدماتی هستند، اما نشان می‌دهند که MALDI-TOF می‌تواند در آینده برای شناسایی و ویژگی‌یابی بیوفیلم‌ها کاربرد داشته باشد و به گسترش دامنه شناسایی سریع میکروبی کمک کند.

پس از پیشرفت‌های چشمگیر در دهه گذشته، این فناوری همچنان در حال تکامل است و MALDI-TOF به تقویت مجموعه ابزارهای میکروب‌شناسان ادامه می‌دهد. توسعه پروتکل‌های بهتر برای MALDI-TOF نویدبخش شناسایی سریع‌تر میکروارگانیسم‌ها روی طیف وسیع‌تری از بسترهاست؛ موضوعی که انتظار می‌رود در نهایت به بهبود مراقبت از بیماران منجر شود.

سخن پایانی: آینده شناسایی سریع میکروبی با MALDI-TOF

فناوری MALDI-TOF طی سال‌های اخیر جایگاه خود را از یک ایده پژوهشی به ابزاری قابل اعتماد در آزمایشگاه‌های میکروب‌شناسی بالینی ارتقا داده است. آنچه این روش را متمایز می‌کند، ترکیب ارزشمندی از سرعت، دقت، هزینه پایین برای هر نمونه و قابلیت شناسایی طیف گسترده‌ای از میکروارگانیسم‌ها است؛ ویژگی‌هایی که آن را به یکی از ارکان مهم شناسایی سریع میکروبی تبدیل کرده‌اند.

با وجود این، MALDI-TOF هنوز بدون چالش نیست. نیاز به کشت اولیه، دشواری تحلیل مستقیم نمونه‌های زیستی و محدودیت‌های موجود در بررسی ساختارهای پیچیده‌ای مانند بیوفیلم‌ها نشان می‌دهد که این فناوری همچنان در مسیر تکامل قرار دارد. با این حال، تلاش‌های پژوهشی برای بهبود آماده‌سازی نمونه، توسعه پایگاه‌های داده و طراحی الگوریتم‌های دقیق‌تر، چشم‌انداز روشنی را برای کاربردهای گسترده‌تر آن ترسیم می‌کند.

در نهایت، اهمیت MALDI-TOF تنها در شناسایی میکروب‌ها خلاصه نمی‌شود؛ بلکه نقش آن در کوتاه‌تر کردن زمان تشخیص، هدایت سریع‌تر درمان مناسب و کاهش مصرف نادرست آنتی‌بیوتیک‌ها، می‌تواند تأثیر مستقیمی بر کیفیت مراقبت از بیماران داشته باشد. بنابراین، می‌توان گفت آینده میکروب‌شناسی بالینی بیش از پیش به فناوری‌هایی وابسته خواهد بود که مانند MALDI-TOF، مسیر شناسایی سریع میکروبی را دقیق‌تر، سریع‌تر و کارآمدتر می‌کنند.

Seng  [3] Mellmann  [2] John P. Anhalt [1]
امتیاز شما به این صفحه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا