آزمایش‌ها و آزمایشگاهباکتریولوژی

نظریه میکروبی ؛ نقطه عطفی در تاریخ علم پزشکی

در سال‌های گذشته بیماری‌ها به دلیل عدم پیشرفت زیاد علم و مطالعات کمتر علمی، شواهد و دلایل مطقن و درستی نداشتند و افراد با نظریه‌های ساده علل بیماری را شرح می‌دادند. در این مقاله مطالبی گردآوری شده است تا علت اکثر بیماری‌ها را که در گذشته به اشتباه عنوان می‌شد، تصحیح کند و با توضیح دلایل درست و آوردن نتایج مطالعات محققانی همچون پاستور اطلاعات کافی در اختیار افراد بگذارد. در ادامه با ما همراه باشید تا سیر تحول بررسی روی علل بیماری‌ها را با هم بررسی کرده و با نظریه میکروبی آشنا شویم.

خاستگاه و تکامل نظریه میکروبی به عنوان عامل بیماری

قبل از آنکه نظریه میکروبی بیماری‌ها مطرح شود، علل وقوع بیماری‌ها، تأثیر پدیده‌های ماوراءالطبیعه مانند هم‌ترازی سیارات، ناهماهنگی اخلاط بدن و محیط نامناسب بود. برای مثال، در یونان باستان تصور می‌شد که بیماری نه از طریق تماس مستقیم با سایر افراد آلوده، بلکه از طریق «دانه‌های» نامرئی عفونت موجود در هوا یا محصولات غذایی منتقل می‌شود. قبل از پذیرش نظریه میکروبی، نظریه میاسما (miasma theory) به عنوان عامل ایجاد بیماری‌ها مطرح بود. این نظریه به معنی «آلودگی» یا «هوای بد» است. سرانجام در قرن نوزدهم نظریه میکروبی بیماری‌ها پذیرفته شد.

نظریه میاسما تصریح می‌کرد بیماری از تجزیه مواد آلی ناشی می‌شود که باعث ایجاد بخار مضری می‌شود. این بخار مضر عوامل بیماری‌زا را در خود جای داده است. اعتقاد بر این بود که افراد می‌توانند با استنشاق هوای بدبوی مرتبط با آب آشامیدنی آلوده، شرایط غیربهداشتی و آلودگی هوا به بیماری مبتلا شوند. با این حال، با وجود پیشرفت در تحقیقات جدید و آزمایشات علمی، نظریه‌های قدیمی‌تر به تدریج کنار گذاشته شدند. نظریه میکروبی بیماری به عنوان توضیحی نوین مطرح شد و برخلاف مدل‌های پیشین، توانست در برابر بررسی‌های سخت‌گیرانه علمی دوام بیاورد. امروزه، این نظریه همچنان پایه و اساس پزشکی و میکروب‌شناسی نوین به شمار می‌رود. این نظریه بیان می‌کند که برخی بیماری‌ها در اثر تهاجم میکروارگانیسم‌ها به بدن ایجاد می‌شوند، ارگانیسم‌هایی که آنقدر کوچک هستند که جز از طریق میکروسکوپ دیده نمی‌شوند.

پایه‌گذاری نظریه میکروبی بیماری‌ها

پایه‌گذاری نظریه میکروبی بیماری‌ها

حتی قبل از اینکه میکروارگانیسم‌ها دیده شوند، برخی از محققان به وجود آنها و نقششان در ایجاد بیماری مشکوک بودند. در میان این محققان ، فیلسوف رومی لوکرتیوس (Lucretius) (حدود ۹۸-۵۵ پیش از میلاد) و پزشک گیرولامو فراکاستورو (GirolamoFracastoro) (۱۴۷۸-۱۵۵۳ میلادی) اظهار داشتند که بیماری توسط موجودات زنده نامرئی ایجاد می‌شود. گیرولامو فراکاستورو این نظریه انقلابی را مطرح کرد که بیماری‌های عفونی از طریق ذرات نامرئی بسیار ریز از فردی به فرد دیگر منتقل می‌شوند. او همچنین اظهار داشت که عفونت‌ها از طریق دانه‌های نامرئی بسیار ریز یا سمیناریا (seminaria) که خود تکثیر می‌شوند، از فردی به فرد دیگر گسترش می‌یابند. این دانه های بسیار ریز بر روی ناهماهنگی اخلاط بدن تأثیر می‌گذارند و باعث بیماری می‌شوند. نظریه‌های گیرولامو فراکاستورو از زمان خود جلوتر بودند. حدود ۲۰۰ سال طول کشید تا میکروسکوپ اختراع شود و نظریه‌های او اثبات گردد.

در سال ۱۸۴۰ فردریش هنل (Friedrich Henle)، آسیب‌شناس آلمانی، معیارهایی را برای اثبات اینکه میکروارگانیسم‌ها مسئول ایجاد بیماری‌های انسانی هستند ( نظریه میکروبی بیماری) پیشنهاد کرد. رابرت کخ (Robert Koch) و لوئی پاستور(Louis Pasteur) این نظریه را در دهه‌های ۱۸۷۰ و ۱۸۸۰ با مجموعه‌ای از آزمایش‌های دقیق تأیید کردند که ثابت می‌کرد میکروارگانیسم‌ها مسئول ایجاد سیاه‌زخم، هاری، طاعون، وبا و سل هستند.

تحقیقات تکمیلی محققان

حمایت از نظریه میکروبی بیماری‌ها در اوایل قرن نوزدهم شروع به افزایش کرد. آگوستینو باسی (Agostino Bassi) ۱۸۵۶–۱۷۷۳ نخستین کسی بود که نشان داد یک میکروارگانیسم می‌تواند عامل بیماری باشد. او در سال ۱۸۳۵ ثابت کرد که بیماری کرم ابریشم ناشی از یک عفونت قارچی است. او همچنین اظهار داشت که بسیاری از بیماری‌ها ناشی از عفونت‌های میکروبی هستند. در سال ۱۸۴۵، ام. جی. برکلی (MJ Berkeley) ثابت کرد که آفت بزرگ سیب‌زمینی ایرلند توسط یک قارچ ایجاد شده است. کارهای آگوستینو باسی تأثیر زیادی بر لوئی پاستور گذاشت. لوئی پاستور با انجام آزمایش‌هایی که رابطه بین میکروارگانیسم‌ها و بیماری‌ها را نشان می‌داد، به عنوان یکی از بنیان‌گذاران نظریه میکروبی بیماری شناخته شد. امروزه، این نظریه هنوز هم یک نظریه راهنما است که زیربنای زیست‌پزشکی معاصر را تشکیل می‌دهد.

علاوه بر این، مشاهدات و اقدامات ایگناز سملوایز (Ignaz Semmelweis)، جوزف لیستر (Joseph Lister) و جان اسنو (John Snow) به صورت گذشته‌نگر به عنوان عواملی در پذیرش نظریه میکروبی شناخته می‌شوند. اما تحقیقات آزمایشگاهی لوئی پاستور در دهه ۱۸۶۰ و سپس رابرت کخ در دهه‌های بعد بود که اثبات علمی این نظریه را ارائه داد. کار آن‌ها دریچه‌ای به سوی تحقیقات در زمینه شناسایی میکروب‌های بیماری‌زا و درمان‌های بالقوه نجات‌بخش گشود.

کاربردها و اهمیت نظریه میکروبی بیماری‌ها

کاربردها و اهمیت نظریه میکروبی بیماری‌ها

نظریه میکروبی در کنترل عفونت در بیمارستان‌ها، تصفیه غذا و آب و تلاش برای کنترل شیوع عفونت در محیط‌های طبیعی به کار می‌رود که نمونه بارز آن برنامه‌های واکسیناسیون و پیشگیری از بیماری‌‌ها است. حتی در حال حاضر، تحقیقات همچنان برای شناسایی میکروب‌های مسئول بیماری‌ها، تشخیص سریع و دقیق حضور آن‌ها ادامه دارد. تدوین استراتژی‌هایی که بیماری‌های خاص را به حداقل رسانده یا به طور کامل از آن‌ها جلوگیری کند نیز از موارد این تحقیقات محسوب می‌شود. روش‌های ضدعفونی، استریلیزاسیون، بهداشت شخصی و تهیه صحیح غذا ریشه در نظریه حاضر دارند. آگاهی از اینکه میکروارگانیسم‌ها می‌توانند باعث بیماری شوند، تلاش‌هایی را برای جلوگیری از تماس میکروب‌ها با افراد، غذا، آب و سایر مواد به دنبال داشته است.

بسیاری از بیماری‌ها توسط میکروارگانیسم‌ها ایجاد می‌شوند و میکروب‌ها می‌توانند از فردی به فرد دیگر و از یک سطح بی‌جان به یک فرد دیگر منتقل شوند. دانستن این نکات باعث توسعه تکنیک‌هایی برای به حداقل رساندن یا جلوگیری از انتشار میکروبی شده است. یکی از این روش‌ها آسپسی (Asepsis) است؛ یعنی تیمار سطوح زنده و غیرزنده به‌گونه‌ای که میکروارگانیسم‌های همراه نابود شده یا رشدشان متوقف گردد. تکنیک‌های زیست‌شناسی مولکولی مدرن جایگاه مهمی در نظریه میکروب دارند. تشخیص و شناسایی میکروارگانیسم‌ها بر اساس وجود توالی‌های هدف مواد ژنتیکی، کنترل عفونت را سریع‌تر و کارآمدتر می‌کند.

رشته اپیدمیولوژی نیز ریشه در نظریه میکروبی دارد. اپیدمیولوژی را می‌توان در اصل نظریه میکروبی در مسیر معکوس دانست؛ بدین معنا که به‌جای دنبال‌کردن مسیر از منبع میکروب تا بیماری، اپیدمیولوژیست از خود بیماری آغاز کرده و سپس با روش‌های گوناگون، منبع و پراکندگی جغرافیایی آن بیماری خاص را شناسایی می‌کند.

سخن پایانی

نظریه میکروبی ، نقطه عطفی در تاریخ پزشکی به شمار می رود که نگاه انسان را از مفاهیمی چون اخلاط فاسد و بدن ناسازگار با طبیعت به سوی علل واقعی بیماری‌ها، یعنی میکروارگانیسم ها ، معطوف ساخت . این تحول نه‌تنها مسیر درمان و پیشگیری از بیماری ها را دگرگون کرد، بلکه زیر‌بنای علم میکروب شناسی ، بهداشت عمومی و پزشکی مدرن را بنیان نهاد. امروزه پیشرفت‌های گسترده در تشخیص و درمان بیماری‌های عفونی، مرهون این نظریه بنیادین است که همچنان الهام‌بخش پژوهش‌های علمی در حوزه سلامت و زندگی بشر باقی مانده است.

امتیاز شما به این صفحه

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا