
واژهنامه تخصصی فلبوتومی
در دنیای پزشکی و علوم آزمایشگاهی، فلبوتومی (Phlebotomy) به عنوان یکی از پایهایترین و مهمترین مهارتها در نمونهگیری خون شناخته میشود. درک صحیح از اصطلاحات تخصصی این حوزه، نه تنها برای دانشجویان و تکنسینهای آزمایشگاه، بلکه برای تمامی علاقهمندان به مباحث سلامت و تشخیص آزمایشگاهی ضروری است.
واژهنامه فلبوتومی که در این بخش از وبسایت ارائه میشود، با هدف تبیین دقیق و قابل فهم مفاهیم کلیدی و اصطلاحات رایج این علم تهیه شده است. این واژهنامه بر پایهی محتوای ۱۱ فصل منتشرشده در سایت ما تدوین گردیده و تلاش شده است تمامی واژگان تخصصی به کار رفته در آموزشها، به صورت دقیق، روان و همراه با معادل فارسی و توضیح علمی آنها در دسترس مخاطبان قرار گیرد.
استفاده از این واژهنامه به شما کمک میکند تا هنگام مطالعهی فصلهای مختلف آموزش فلبوتومی، با درک بهتر اصطلاحات، یادگیری عمیقتری داشته باشید و درک بالاتری از فرآیندهای آزمایشگاهی پیدا کنید. چه در ابتدای مسیر آموزش باشید و چه به عنوان یک تکنسین حرفهای فعالیت کنید، این واژهنامه میتواند منبعی کاربردی و قابل اعتماد برای شما باشد.
A | Aerobic blood culture bottle | بطری کشت خون هوازی | نوعی بطری کشت خون برای جمعآوری نمونهها جهت بررسی میکروارگانیسمهایی که در حضور هوا اکسیژن میکنند. |
A | Aliquot | علیکوت | تقسیم یک نمونه آزمایشگاهی به قسمتهای کوچکتر برای انجام آزمایشهای جداگانه. |
A | Amniotic fluid | مایع آمنیوتیک | مایعی که جنین را درون کیسهای در رحم احاطه میکند و نقش محافظتی دارد |
A | Anaerobic blood culture bottle | بطری کشت خون بیهوازی | نوعی بطری کشت خون برای جمعآوری نمونهها جهت بررسی میکروارگانیسمهایی که در محیط بدون اکسیژن رشد میکنند. |
A | Antecubital fossa | گودی جلوی آرنج | ناحیه داخلی یا خم آرنج، محل رایج نمونهگیری خون |
A | Antibody | آنتیبادی | نوعی پروتئین که توسط سیستم ایمنی برای خنثی کردن یک تهدید خاص تولید میشود. |
A | Antigen | آنتیژن | هر مادهای که قادر به ایجاد پاسخ ایمنی خاص و تحریک تولید آنتیبادی اختصاصی باشد. |
A | Apheresis | آفرزیس | فرآیند برداشت خون کامل از بیمار یا اهداکننده، جداسازی مکانیکی اجزای خون، برداشت یکی از اجزا، و بازگرداندن اجزای باقیمانده به بدن فرد. |
A | ASAP | در اسرع وقت | اختصار برای «As Soon As Possible». |
A | Assault | تعرض عمدی جهت ایجاد احساس ترس از آسیب در فرد دیگر. | |
A | Autologous | اتولوگ یا خوداهدا | (اتو به معنای خود)؛ در انتقال خون یا پیوند، به معنای آن است که اهداکننده و گیرنده یک نفر هستند. |
B | Bacterium | باکتری | میکروارگانیسم تکسلولی که به سرعت تکثیر میشود و بسیاری از عفونتها را ایجاد میکند. |
B | Basal state | وضعیت پایه | حالت استراحت و ناشتا بودن، معمولاً به مدت حداقل ۱۲ ساعت. |
B | Basilica vein | ورید بازیلیک | وریدی که در قسمت داخلی و بالایی بازو و ساعد قرار دارد؛ به دلیل نزدیکی به اعصاب و شریانها، آخرین گزینه برای نمونهگیری وریدی است. |
B | Bevel | لبه سوزن | لبه تیز و مورب سوزن که برای تسهیل نفوذ به بافت طراحی شده است. |
B | Bilirubin | بیلیروبین | رنگدانه زرد یا نارنجی حاصل از تجزیه هموگلوبین. |
B | Blood bank | بانک خون | مکانی برای جمعآوری، تعیین گروه خونی، جداسازی اجزا، نگهداری و آمادهسازی خون برای انتقال به گیرنده؛ بانک خون میتواند یک سازمان مستقل یا بخشی از آزمایشگاه بیمارستان باشد. |
B | Blood doping | دوپینگ خونی | تزریق سلولهای خونی یا فراوردههای خونی برای افزایش توان ورزشی از طریق تقویت ظرفیت حمل اکسیژن خون. |
B | Blood-borne Pathogens Standard | استاندارد عوامل بیماریزای منتقله از خون – | مجموعه مقررات الزامشده توسط OSHA برای محافظت در برابر میکروارگانیسمهای بیماریزای منتقله از خون انسان، از جمله ویروس هپاتیت B و HIV |
B | Blood culture | کشت خون | آزمایشی برای بررسی وجود باکتری یا میکروارگانیسمهای دیگر در نمونه خون. |
B | Blood smear | اسمیر خون | آزمایشی که روی لام انجام میشود و اطلاعاتی درباره تعداد و شکل سلولهای خونی میدهد. |
B | Biohazard | خطر زیستی | هر چیزی که برای موجودات زنده خطرناک باشد، مانند تابش یونیزه، باکتری یا ویروسهای مضر. |
B | Biologic hazards | خطرات بیولوژیکی | همچنین به عنوان خطرات زیستی شناخته میشوند؛ هرگونه شرایط یا پدیدهای که خطر آسیب به موجودات زنده را افزایش دهد، از جمله تابش یونیزه و میکروارگانیسمهای مضر مثل باکتری یا ویروس |
B | Biotinidase deficiency | کمبود آنزیم بیوتینیداز | کمبود آنزیمی که بیوتین را تجزیه میکند. |
B | Bone marrow | مغز استخوان | بافت نرم درون استخوانها که سلولهای خونساز تولید میکند. |
C | Capillary puncture | پانکچر مویرگی | مویرگی – همچنین به عنوان سوراخ کردن پوستی یا انگشت شناخته میشود؛ برای گرفتن مقادیر کم نمونه شامل خون مویرگی، وریدی یا شریانی استفاده میشود. |
C | Cardiopulmonary resuscitation – CPR | احیای قلبی ریوی | اعمال فشار بر قفسه سینه و تهویه تنفسی برای بیمارانی که دچار ایست قلبی شدهاند، این کار برای برای حفظ حیات تا رسیدن کمکهای پیشرفته انجام میشود. |
C | Catheter | کاتتر | لولهای توخالی و انعطافپذیر که به داخل یک رگ یا حفرخ بدنی وارد میشود برای بیرون کشیدن مایعات. |
C | Centrifuge | سانتریفیوژ | دستگاهی که نمونههای آزمایشگاهی را با سرعت بالا میچرخاند تا اجزای نمونه موردنظر برای انجام آزمایشها جدا شوند. |
C | Cerebrospinal fluid | مایع مغزی-نخاعی | مایعی که مغز و نخاع را احاطه کرده و از آنها محافظت میکند. |
C | Chain of custody | زنجیره نگهداری | مدارک ثبتشده مربوط به ضبط، نگهداری، انتقال، تجزیه و تحلیل، و تعیین وضعیت نهایی نمونههایی که ممکن است در مسائل قانونی استفاده شوند. |
C | Chemical reagent strip testing | آزمایش نوار معرف شیمیایی | روشی برای آزمایش ادرار جهت تشخیص عفونتهای دستگاه ادراری یا ارزیابی اثربخشی درمان دارویی. |
C | CLIA-waived | آزمایشهایی که کمترین پیچیدگی و خطر خطای پایین در انجام را دارند. ستهایی که توسط قانون CLIA (آمریکا) بهعنوان کمریسک و ساده طبقهبندی شدهاند و اجرای آنها نیازمند تجهیزات یا تخصص پیشرفته نیست. | |
C | Coagulation | انعقاد | فرآیندی که در آن لخته خون تشکیل میشود. |
C | Continuity of care document | سند تداوم مراقبت | سندی که اطلاعات بیمار را به فرم استاندارد برای ارسال و به اشتراکگذاری الکترونیکی، بهصورت ایمن و خوانا میان مراکز درمانی به اشتراک میگذارد. |
C | Critical value | مقدار بحرانی | نتیجه آزمایشگاهی خارج از محدوده طبیعی که میتواند تهدیدکننده جان بیمار باشد. |
C | Culture and Sensitivity | کشت و آنتیبیوگرام | – آزمایشی برای تشخیص عفونت و بررسی حساسیت باکتریها به آنتیبیوتیکها |
C | Cystic fibrosis | فیبروز کیستیک | – بیماریای که در آن ترشحات مخاطی در اندامهای مختلف تجمع پیدا میکنند و سخت میشوند. |
D | Decontamination | آلودگیزدایی | فرآیند حذف مواد خارجی مانند خون، مایعات بدن یا تشعشع؛ این فرآیند میکروارگانیسمها را حذف نمیکند، اما مرحلهای ضروری پیش از ضدعفونی یا استریلسازی است. |
D | Defibrillator | دفیبریلاتور | دستگاهی که شوک الکتریکی با ولتاژ از پیش تعیینشده به عضله قلب وارد میکند تا ریتم طبیعی ضربان قلب را هنگامیکه از تپیدن ایستاده و یا در حال فبیریلاسیون است، بازیابی کند. |
D | Dermal puncture | پانکچر پوستی | همچنین به عنوان سوراخ کردن پوست یا نمونهگیری مویرگی شناخته میشود؛ در این روش مقدار کمی خون از نوک انگشت یا پاشنه پا برای آزمایش گرفته میشود. |
D | Diffusion | انتشار | حرکت یک ماده از ناحیهای با غلظت بالا به ناحیهای با غلظت پایین تا زمانی که تعادل ایجاد شود؛ در فیزیولوژی بدن نقش مهمی دارد.. |
D | Diluent | رقیقکننده | محلولی (مانند آب یا سالین) که غلظت یک نمونه را کاهش میدهد. |
D | Dorsal | پشتی | به سمت پشت بدن اشاره دارد (مثلاً سطح پشتی دست). |
E | Edema | ادم | تجمع غیرطبیعی مایعات در بافتهای بدن، بهویژه زیر پوست؛ باعث تورم میشود. |
E | EDTA | (اتیلندیآمینتترااستیک اسید) | – مادهای ضدانعقاد که برای جلوگیری از لخته شدن خون در نمونهها استفاده میشود. |
E | Electrolyte | الکترولیت | ماده شیمیایی که قابلیت باردار شدن (الکتریکی) دارد و زمانیکه در آب قرار بگیرد، میتواند جریان الکتریکی را هدایت کند. |
E | Empathy | همدلی | درک و همزادپنداری با مشکلات دیگران بدون ابراز دلسوزی یا غم. |
E | Enteric | رودهای | مربوط به رودهها. |
E | Ergonomics | ارگونومی | طراحی و چیدمان ابزارها و اشیا برای تعامل کارآمد و ایمن انسان با آنها. |
E | Erythropoietin | اریتروپویتین | دارویی برای بیماران تحت شیمیدرمانی جهت تحریک تولید گلبول قرمز؛ گاهی بهطور غیرقانونی توسط ورزشکاران برای افزایش توان جسمی استفاده میشود (با افزایش تعداد گلبوبهای قرمز، توانایی سلولهای خونی در حمل اکسیژن افزایش میابد). |
E | Exposure control plan | برنامه کنترل مواجهه | – برنامهای مطابق با مقررات OSHA برای کاهش یا حذف مواجهه انسان با عوامل بیماریزای منتقله از خون. این برنامه باید شامل تاریخ تدوین، دامنه اطلاعات، احتیاطات جهانی، کنترلهای مهندسی و روشهای کاری، تجهیزات محافظتی فردی، نظافت محیط، دفع زباله، شستشوی لباس، واکسیناسیون با پیگیریهای بعدی، ارتباطات، آموزش و کمکهای اولیه باشد. |
F | Fasting | ناشتا بودن | نخوردن و نیاشامیدن (بهجز آب) برای مدت مشخص، معمولاً حداقل ۸ و اغلب ۱۲ ساعت. |
F | Fecal test | آزمایش مدفوع – | جمعآوری مدفوع برای بررسی وجود انگل، خون یا عفونت. |
F | Filtration | فیلتراسیون | فرایندی برای جدا کردن مواد از یکدیگر از طریق عبور دادن آنها از یک غشا. |
F | Fibrinogen | فیبرینوژن | پروتئینی از پلاسما که در زمان خونریزی به فیبرین تبدیل میشود و لخته خون ایجاد میکند. |
F | Fomite | فومایت | هر شیء یا ماده غیرزندهای که توانایی انتقال عوامل عفونی را داشته باشد (مثلاً دستگیره، گوشی پزشکی، لباس).• Fungus |
F | Fungus | قارچ | میکروارگانیسمی که میتواند بر روی و یا درون حیوانات، گیاهان، انسان و مواد غذایی رشد کند؛ مانند مخمرها و کپکها. |
G | Galactosemia | گالاکتوزمی | اختلال ژنتیکی که در آن بدن نمیتواند قند ساده گالاکتوز را متابولیزه کند؛ فرد مبتلا نمیتواند شیر یا غذاهای حاوی گالاکتوز مصرف کند. |
G | Glucose tolerance test – GTT | تست تحمل گلوکز | آزمایشی برای بررسی توانایی بدن بیمار در متابولیزه کردن قند. |
H | Hematocrit | هماتوکریت | نسبت حجمی گلبولهای قرمز فشردهشده به کل حجم خون. آزمایش هماتوکریت این درصد را اندازهگیری میکند. |
H | Hematoma | هماتوم | تجمع خون در زیر پوست که به صورت کبودی ظاهر میشود. |
H | Hemochromatosis | هموکروماتوز | بیماریای که باعث تجمع بیش از حد آهن در بدن میشود. |
H | Hemoconcentration | هموکنسانتره شدن | تجمع غیرطبیعی خون در یک ناحیه از بدن، معمولاً بهدلیل باقی ماندن بیش از حد تورنیکه (گارو) یا فشردن مکرر مشت بیمار. |
H | Hemodialysis | همودیالیز | فرآیندی که در آن از دستگاهی برای حذف مواد زائد و مایعات اضافی از خون در بیمارانی استفاده میشود که کلیههایشان از کار افتاده است. |
H | Hemoglobin | هموگلوبین | پروتئین قرمزرنگ در گلبول قرمز که اکسیژن را حمل میکند. |
H | Hemostasis | هموستاز | فرایند توقف خونریزی. |
H | Herpes simplex | هرپس سیمپلکس | ویروسی که باعث ایجاد تاولهایی در اطراف دهان و لبها (زخم سرد) یا ناحیه تناسلی میشود. |
H | Hypothyroidism | کمکاری تیروئید | کاهش عملکرد غده تیروئید. |
I | Iatrogenic anemia | کمخونی ناشی از مداخلات پزشکی | نوعی کمخونی ناشی از خونگیریهای مکرر؛ بیشتر در افراد سالخورده، کودکان یا بیماران کموزن دیده میشود. |
I | Immune system | سیستم ایمنی | اندامها و ساختارهایی که مقاومت بدن در برابر بیماری را تنظیم میکنند. |
I | Immunocompromised | ایمنی سرکوبشده | اختلال در پاسخ ایمنی بدن که ممکن است به دلیل بیماری، دارو درمانی یا جراحی ایجاد شود. |
I | Infection | عفونت | ورود و تکثیر عوامل بیماریزا در بافتهای بدن. |
I | Isopropyl alcohol | الکل ایزوپروپیل | ماده ضدعفونیکنندهای که برای کاهش میکروارگانیسمهای موجود بر پوست استفاده میشود. |
K | Ketones | کتونها | اسیدهایی که در اثر تجزیه اسیدهای چرب و نبود انسولین در بدن تشکیل میشوند. |
L | Lateral | جانبی | به سمت کناره بدن، دور از مرکز. |
L | Lumen | لومن | حفره داخلی و توخالی رگ؛ بهترین محل برای قرار دادن سوزن در زمان خونگیری. |
L | Lymphadenopathy | لنفآدنوپاتی | بزرگ و متورم شدن غدد لنفاوی. |
M | Meaningful use | استفاده معنادار | برنامهای تشویقی از سوی دولت فدرال و تحت حمایت سازمان خدمات درمانی و پزشکی ایالات متحده (CMS) که پزشکان و بیمارستانها را به استفاده از فناوری اطلاعات سلامت، مانند سیستمهای الکترونیکی سلامت، ترغیب میکند. |
M | Means of transmission | راههای انتقال | نحوه انتقال پاتوژن (عامل بیماریزا) به میزبان از طریق تماس مستقیم یا غیرمستقیم با افراد. |
M | Mechanical ventilation | تهویه مکانیکی | درمانی که در آن از دستگاهی برای تنفس یا کمک به تنفس بیمار استفاده میشود. |
M | Medial | میانی | به سمت وسط، نزدیک به مرکز بدن. |
M | Median cubital vein | ورید کوبیتال میانی | وریدی در ناحیه خم آرنج که معمولاً اولین انتخاب برای خونگیری است. |
M | Medical asepsis | آسپسیس پزشکی | روشهایی برای کاهش تعداد و انتقال عوامل بیماریزا و قطع زنجیره انتقال عفونت؛ به این روش، تکنیک تمیز نیز گفته میشود |
M | Medical Identification number | شماره شناسایی پزشکی | شمارهای منحصربهفرد که هنگام ورود بیمار به مرکز درمانی برای او تعیین میشود. |
M | Meningitis | مننژیت | عفونتی که پردههای اطراف مغز و نخاع را درگیر میکند. |
M | Micro-organism | میکروارگانیسم | موجودات زندهای که بدون بزرگنمایی و با چشم غیرمسلح قابل دیدن نیستند. |
M | Mucus membrane | غشاء مخاطی | – پوشش مرطوب داخلی ساختارهای لولهای مانند دهان، مری، معده و رودهها. |
N | ماسک تنفسی N95 یا N99 | ماسکی که از فرد در برابر بیماریهای هوابرد محافظت میکند. |
O | Occult blood | خون مخفی | خونی که منبع آن بهصورت مستقیم قابل شناسایی نیست، مانند خونریزی زخم معده. |
O | Osmosis | اسمز | حرکت آب از میان یک غشای نیمهتراوا از ناحیه با غلظت بیشتر به ناحیه با غلظت کمتر. |
O | Oxygenation | اکسیژناسیون | تأمین اکسیژن برای بدن. |
P | Palpate | لمس کردن | حس کردن با لمس انگشتان (برای یافتن رگ، توده یا تغییرات بافتی). |
P | Parasympathetic nervous system | سیستم عصبی پاراسمپاتیک | بخشی از سیستم عصبی که بدن را برای گوارش و استراحت آماده میکند. |
P | Pathogen | پاتوژن | میکروارگانیسم بیماریزا. |
P | Petechiae | پتشی | لکههای کوچک خونریزیشدهای که در زیر سطح پوست ظاهر میشوند. |
P | Peripheral blood smears | اسمیر خون محیطی | – لایه نازکی از خون که روی لام قرار داده و رنگآمیزی میشود تا زیر میکروسکوپ بررسی شود. |
P | pH | معیاری برای سنجش میزان اسیدی یا بازی بودن یک محیط (تعادل اسید–باز). | |
P | Phenylketonuria – PKU/PPK | فنیلکتونوریا | بیماری ژنتیکی متابولیک که در آن آنزیم فنیلآلانین هیدروکسیلاز وجود ندارد. فرم کلاسیک آن میتواند باعث عقبماندگی ذهنی دائمی، تشنج، تأخیر در رشد، مشکلات رفتاری، بوی خاص ادرار (“بوی موشی”)، روشنی پوست و مو، و اگزما شود. |
P | Photosensitivityحساسیت به نور | واکنش غیرطبیعی یا تغییراتی که در نتیجه قرار گرفتن در معرض نور اتفاق میفتند. | |
P | Phlebitis | فلبیت | التهاب رگ خونی. |
P | Plasma | پلاسما | بخش مایع خون که سلولهای خونی در آن معلق هستند. |
P | Plasmapheresis | پلاسمافرز | روشی برای جدا کردن پلاسما از خون کامل. |
P | Point of care | در نقطه مراقبت | در محل یا نزدیک به محل مراقبت از بیمار. |
P | Polycythemia vera | .پلیسایتمی ورا | بیماریای با تعداد بالای گلبول قرمز خون |
P | Protected health information – PHI | اطلاعات سلامت حفاظتشده – | طبق مقررات HIPAA، شامل هرگونه اطلاعاتی (چه شفاهی و چه مکتوب یا الکترونیکی) که توسط ارائهدهنده خدمات درمانی تولید یا دریافت شده و مربوط به سلامت جسمی یا روانی گذشته، حال یا آینده فرد، برای ارائه خدمات درمانی یا پرداخت میباشد. |
P | Protozoon | پروتوزوآ | انگل تکسلولی که پس از ورود به میزبان زنده بهسرعت تکثیر میشود. |
Q | Quality assurance | تضمین کیفیت | استانداردهای آزمایشگاهی که توسط CDC (مرکز کنترل و پیشگیری بیماریها) برای حفظ بالاترین دقت ممکن در آزمایشها تعیین شده است. |
Q | Quality control | کنترل کیفیت | روشی شامل انجام مکرر آزمایش روی مواد استاندارد شناختهشده و پایش پارامترهای واکنش برای اطمینان از دقت و صحت نتایج. |
R | Random specimen | نمونه تصادفی | نمونه ادراری که در هر زمان از روز گرفته میشود. |
R | Reagents | واکنشگرها | مواد شیمیایی خاص که در واکنشهای مشخص شرکت میکنند؛ این مواد، برای شناسایی یا تولید مواد دیگر در واکنشهای شیمیایی استفاده میشوند. |
R | Reference Laboratory | آزمایشگاه مرجع – | آزمایشگاهی خارج از مراکز مراقبت بیمار که معمولاً آزمایشهای بیشتری نسبت به آزمایشگاههای معمولی بیمارستان انجام میدهد |
R | Recovery position | وضعیت بهبودی | وضعیت جانبی یا نیمهدمر که در کمکهای اولیه برای افراد بیهوش ولی دارای تنفس استفاده میشود. |
R | Rubella | سرخجه | ویروسی که باعث تب و بثورات پوستی میشود و اگر در دوران بارداری ایجاد شود، میتواند به جنین آسیب جدی وارد کند. |
S | Saliva test | آزمایش بزاق | جمعآوری مایعات از حفره دهان برای بررسی سطح هورمون، دارو یا الکل در بدن بیمار |
S | Sclerotic | اسکلروتیک | سفت و سختشده؛ معمولاً در مورد وریدهایی به کار میرود که به دلیل خونگیریهای مکرر سخت شدهاند. |
S | Semen | منی | ترشح غلیظ و سفیدرنگ اندامهای تولید مثل مردانه که در زمان انزال از مجرای ادراری خارج میشود. |
S | Serum | سرم | بخش مایع زرد رنگ خون که پس از لخته شدن و سانتریفیوژ کردن نمونه خون قابل مشاهده است. |
S | Sickle cell disease | بیماری سلول داسیشکل | اختلالی در هموگلوبین که باعث تغییر شکل گلبولهای قرمز به فرم داسیشکل میشود. |
S | Specific gravity | وزن مخصوص | معیاری برای اندازهگیری غلظت مایعات بدن (مثلاً ادرار). |
S | Sputum | خلط | مادهای که از ریهها بالا آمده و از دهان خارج میشود، معمولاً برای بررسی بیماریهای ریوی استفاده میشود. |
S | Stat | فوری | انجام بلافاصله؛ اغلب ظرف ۴۵ دقیقه تا ۱ ساعت از رسیدن نمونه به آزمایشگاه. |
S | Stool | مدفوع | فضولات یا مواد زائد دستگاه گوارش که در رودهها شکل گرفته و از طریق مقعد دفع میشود. |
S | Suprapubic | بالای ناحیه پوبیس | مربوط به ناحیه بالای سمفیز پوبیس (محل اتصال جلویی لگن) که مقداری قابل تکان دادن در ناحیه داخلی مفصل شرمگاهی دارد. از دو استخوان شرمگاهی که توسط دیسکی غضروفی و دو رباط بهم متصل شده اند، تشکیل شده است. |
S | Surgical asepsis | آسپسی جراحی | حذف کامل میکروارگانیسمها و اسپورهای آنها از سطح اجسام؛ تکنیک کاملاً استریل. |
T | Therapeutic phlebotomy | فلبوتومی درمانی | نوعی خونگیری تجویزی که برای درمان بیمارانی با پلیسایتمی ورا (افزایش گلبول قرمز) یا هموکروماتوز (آهن بالا) انجام میشود. |
T | Thrombotic | ترومبوتیک | حاوی لخته خون. |
T | Thrombosed | ترومبوزه | بستهشده (اغلب در مورد وریدی که خون در آن جریان ندارد یا مسدود شده است). |
T | Timed specimen | نمونهگیری زماندار – | نمونهای که طی یک بازه زمانی مشخص برای بررسی دقیقتر گرفته میشود؛ گاهی ۲ ساعت پس از غذا برای آزمایش دیابت جمعآوری میشود. |
T | Tortuous | پیچخورده | دارای پیچوخم؛ اغلب برای رگهایی که مسیر مارپیچی دارند استفاده میشود. |
U | Urine | ادرار | مایعی که توسط کلیهها تولید شده، از طریق حالبها به مثانه منتقل میشود و از طریق مجرا دفع میگردد. |
U | Urinary catheter | کاتتر ادراری | لولهای که برای تخلیه ادرار از بدن که به داخل مثانه وارد میشود. |
V | Varicella | واریسلا | عفونت ویروسی که باعث بثورات تاولی، خارش، خستگی و تب میشود (آبلهمرغان). |
V | Virus | ویروس | میکروارگانیسمی که باعث عفونت و بیماری میشود. |